تبليغاتX
مست مستور... -
مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند / ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست

آسمان بي ابر؟! نتوانم جستن...

 

ميشود جاي ستاره از آسمان؛

تكه كوچكي از ابري چيد...؛

كه براه افتادست،

تا بجويد خبر از يك دريا،

تا ببارد بر آن...؛

تا شود قطره اي از آن در يا...

اين از آن بيشتر است؛

گر چه كس از اين راز ؛

قطره اي هم نتواند ؛درك كند...

آري،آري،اين از آن بيشتر است...

به گمانم...شايد او مرد تراست...

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 17:1  توسط سوده |