![]() |
![]() |
|
| مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند / ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست |
|
آسمان بي ابر؟! نتوانم جستن...
ميشود جاي ستاره از آسمان؛ تكه كوچكي از ابري چيد...؛ كه براه افتادست، تا بجويد خبر از يك دريا، تا ببارد بر آن...؛ تا شود قطره اي از آن در يا... اين از آن بيشتر است؛ گر چه كس از اين راز ؛ قطره اي هم نتواند ؛درك كند... آري،آري،اين از آن بيشتر است... به گمانم...شايد او مرد تراست... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 17:1 توسط سوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساده است ستایش گلی؛
چیدنش؛ واز یاد بردن که آبش باید داد... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|