![]() |
![]() |
|
| مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند / ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست |
|
همه عمر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی تقدیم به تو،همه زندگیم که چون آمدی سراپا محبت و عشق را به کنج دلم آوردی. تقدیم به تو،تویی که چون آمدی زندگیم از عادت به عادت به عشقت دگرگون شد. تقدیم به تو،تویی که هنر دلدادگی و دلبستگی را به من آموختی. تقدیم به تو،کسی که عشقش برایم حقیقی ترین عشقهاست و دنیایم از تآثر عشقش روشن شد. تقدیم به تو،تویی که عشقت معمار عالم درون و بیرونم شد.
دوستت دارم ... و... اولین سالگر پیوندو آشناییمان مبارک. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:13 توسط سوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساده است ستایش گلی؛
چیدنش؛ واز یاد بردن که آبش باید داد... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|