![]() |
![]() |
|
| مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند / ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست |
|
اندر افاضات عشق ديشب به هر وبلاگي سر زدم، ديدم همشون از عشق و عاشق شدنو ِميخوام برمو، خسته شدمو، سر كاري بودو... اينجور چيزا نوشتن. فكر كردم نكنه تو وبلاگ نويسي اين مده!؟.گفتم منم دروغ يا راست يه چيزي از عشق بگم بلكه آمار بازديد كنندهام زياد بشه. آخه من كه گفته بودم ناشيم. خلاصه مديونه هر كي اين پستو بخونه و منت كشي نكنه.يا چيزي بعنوان دلداري برام ننويسه.
و حالا... ،عاشق شدم. ديگه ميخوام چند سالي ننويسم، خداحافظ....
پي نوشت: اصلا به كسي نگين،اون مخاطب خاص همفري بوگارت من بودم. البته اون عاشقم شده. (كي به كيه تون اين آشفته بازار عشق و عاشقي) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 8:42 توسط سوده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ساده است ستایش گلی؛
چیدنش؛ واز یاد بردن که آبش باید داد... |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
|
RSS
|