تبليغاتX
مست مستور... -
مستور و مست هر دو چون از یک قبیله اند / ما دل به عشوه که دهیم اختیار چیست

...

آندم كه صداي كوبه هاي وجدان،

در گوش دلم ميپيچد؛

در مي يابم كه باز هم وقت مناجات با محبوبم است؛

و آنچه تسكينم ميدهد،

آنست كه توانستم اينبار هم صدايش را بشنوم؛

و بيشتر،آنچه خرسندم ميكند؛

اينست كه خداوندم ،هنوز از من نا اميد نشده؛

بسان تولد يك كودك؛...

كه گويند تولدش نشان از اميدواري او به بنده اش است.

يا ربي...

حال كه هنوز از من نا اميد نيستي؛

مرا هم از درگاهت نا اميد منما؛

كه حال اين گناهيست؛بسي عظيم تر از آنچه در دو جهانت آفريدي.

پي نوشت:

در عالم دو چيز از همه زيبا تر است:آسما ني پر ستاره و وجدا ني آسوده.(كا نت)

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت 22:34  توسط سوده |